.....

رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست

آسمان شاهد باش كه در زير سقف تو

يك تنه با انبوهي كثير از تانك ها و زره پوشها و سربازان كفر

روبرو شدم. لحظه اي ترديد به دل راه ندادم.

مي توان چمران بود و با خاك داغ و تفتيده جبهه ها رفاقتي ديرينه داشت خاكي كه سنگيني قدوم انسانهايي آزاد و سبك كه نگاه ايشان تنها به عالم بالا بود را بر خود احساس مي كرد و سر بر اين خاك مقدس درد و دلها با زمين واگويه كرد:

اي زمين تو شاهدي كه خون از بدنم جاري بود و با خاك هاي پاك تو

گلي گلگون بوجود آورده بود و من ابا نداشتم كه تا آخرين

قطره خون، خود را تسليم كنم

ادامه نوشته

...التماس دعا

سلام

آقا از قدیم گفتن سری که درد نمی کنه ر دستمال نمی بندن

ما اومدیم کاراموزی پر باری داشته باشیم توش گیر کردیم

البته واقعا هم پر بار بود من تو بدنه 206 بودم .به قول ایران خودرویی ها شهر ربات ها.....

به خاطر همین اکتیویشن زیاد ما هم این دوستان ایران خودرویی بیخیال ما نمیشن و نمیذارن تا 300 ساعتم پر نشده از اونجا برم . هر چی اصرار که ما ارشد قبول شذیم بذارید فارق التحصیل بشیم راضی نمیشن

خواستم به قول پریا ازتون بخوام دسته جمعی ی دعای بکنید شاید ما ر رها کردن

راستی بچه ها من ی سری داکیومنت های ربات های کوکا که بعضی هاشون ترجمه شده اند و ی سری مطلب درمورد شبکه پیلز و سیفتی ربات دارم اگه خواستین و بدردتون می خوره بگید براتون میل کنم

 به همه دوستان قبولیشون ر تبریک می گم انشالله موفق باشن

 

....

ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شب‌هاي پيوسته، آشوبي، لرزه‌اي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر مي‌شود و همه خواب‌ها را برمي‌آشوبد و نيمه سقف‌ها را فرو مي‌ريزد. انقلابي در عمق جان‌ها و جوششي در قلب وجدان‌هاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانه‌هايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات! همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسان‌ها، همه اسكلت شده‌اند، فرود آمده‌اند.
اين شب قدر است.
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير بر يك انسان نو، آغاز فردايي كه تاريخي نور را بنياد مي‌كند. اين شب از هزار ماه برتر است، شب مشعري است كه صبح عيد قرباني را در پي دارد و سنگباران پرشكوه آن سه پايگاه ابليسي را! شب سياهي كه در كنار دروازه مني است، سرزمين عشق و ايثار و قرباني و پيروزي!

.

.

شبي كه باران فرو مي‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌اي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوخته‌اي و جان عطشناك مزرعه‌اي فرو مي‌افتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد مي‌دهد

.

.تا صبح بر اينشب سلام !

(دکتر شریعتی)

....

طاقت نیاریم رنج  را .....(شماره حساب ۹۹۹۹۹ بانک ملی)

 

.....

سوختن بهاي قرب است و چنين فرصتي را جز به پروانگان بي پرواي عشق نمي بخشند.آنكه  اتش بر دل ندارد كجا مي تواند بال در آتش بگذارد....(شهيد آويني)  

اميدوارم تو ماه رمضون يكم فرصت كنيم با خدا عاشقي كنيم.

نظر سنجی

سلام:

قالب وبلاگ مهمه اما به نظرم چیزی که اهمیت بیشتری داره محتوای وبلاگ هست.

موافقید ی نظر سنجی در مورد محتوای وبلاگ داشته باشیم ؟

البته اصلا موافق تک بعدی شدن وبلاگ نیستم اما قبول دارید این همه کثرت هم زیاد جالب نیست؟

-به نظر من گفتن خاطره های دوران تحصیل و یا حال و هوای روزمره  الانمون خوبهُ چون به هدف اصلی وبلاگ که همون حفظ دوستیمون هست کمک می کنه.(راستی آقای خوشدل بقیه خاطرتون ر نگفتید!!)

-با آقای خوشدل در مورد اینکه ی کم جو کنکور تو وبلاگ باشه هم موافقم.اما فک کنم کسی امسال نمی خواد کنکور شرکت کنه نه!!

-راستی ناسلامتی میشه الان دیگه بهمون بگن مهندس کاش یکم در مورد موضوعات روز رباتیک هم صحبت کنیم تا اگه کسی وبلاگمون رو باز کرد ی رنگ بوی رباتیکی توش باشه.

خوشحال میشم نظر شما ر هم بدونم:

راستی ماه رمضونتون مبارک و به قول شفق پر برکت.