فراموشی
سلام به همگی
مثل اینکه بچه ها به یک سال نکشیده همدیگر رو فراموش کردن.عیبی نیست چون رسم روزگاره!!
شاید هم بچه ها وبلاگ دیگه ای درست کردن که من نمی دونم.اگر کسی چیزی میدونه به من هم بگه.
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 2:31 توسط خورشیدی فر
|
تاری کوچک از خانه سست عنکبوت را برگزیدیم تا بر آن بنشینیم و خاطرات خویش بر تن آن حکاکی کنیم.گاهی با هم درد دل کنیم و گاهی گپ و گفت.باشد که تا هستیم گرد یک شعله بنشینیم و بعد مسافت را در قربت قلب های خویش محو کنیم.لمحه ای به تماشای علم ناقص بنی آدم بگذرانیم و بدانیم چیزی بدست نیاورده ایم که بر آن غره شویم.